عبدالله مستوفى

12

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

در جرايد پايتخت ، بيانيه‌اى كه تاريخ آن 17 اسد و در ذيل آن قرارداد انگليس و ايران مندرج بود ، از طرف رئيس الوزراء مملكت انتشار يافت . مقالات سفارشى كه در اطراف بيانيهء رئيس الوزراء در روزنامه‌جات نوشته شده ، چون دستور آنها را خود و هواخواهانشان داده‌اند چيزى نيست كه برهان و منطق در آنها راهى داشته باشد . گذشته از اين ، نظامى بودن شهر تهران و تمسك جستن رئيس الوزراء براى برهمزدن اجتماعات ضد خود ، به اين قانون و بيانيه تهديديه‌ايكه در تاريخ 16 سنبله ( 12 ذيحجه ) از طرف ايشان منتشر شد و حبس و تبعيديكه متعاقب صدور اين بيانيه براى دفعهء دوم در جماعتى از اضداد اين قرارداد ، باجرا رسيد ، و بالاخره ، تفرقهء اجتماعات مليين كه در منزل علماء اعلام جمع شده بودند ، اقتدار هر نوع مخالفت . يا نقادى را از مردم سلب كرد . مطبوعات كه عموما طرفدار او بودند ، ساير مردم هم اگر گاهى بوسيلهء اوراق معروف بشبنامه « 1 » ، ميخواستند افادهء مرامى در اطراف اين قرارداد نموده ، مضار و منافع آن را تحت مباحثه و مذاكره بياورند ، با كمال دقت ، تعقيب شده ، گرفتار حبس و توقيف ميگشتند . الان ماه دلو است و ششماه از تاريخ امضا و انتشار اين قرارداد ميگذرد و اين بعد از ششماه است كه قلم برداشته ، ميخواهم بيانيه و قرارداد ايشان را تحت دقت بياورم . بعد از شش ماه مدت و به اجراء رسيدن قسمت عمدهء قرارداد ، و ظاهر شدن نتايج آن و اختناق هر نوع فكر و حس ، ديگر بروز احساسات و نقادى از روى تعصب ، خلاف رويهء عقلاست . من هم سعى ميكنم كه از عصبيت و بروز احساسات احتراز جسته ، اينراه را جز با قدم‌هاى برهان و منطق و تجربه و تاريخ نپيمايم . و نيز ، براى اينكه شايد مضامين بيانيه و نكات قرارداد از اذهان فراموش شده باشد ، بدوا بيانيهء رئيس الوزراء و قرارداد و ضميمهء آن را مينگارم ، و بعد بيانيهء ايشان را جمله بجمله ، تجديد ذكر نموده و در ذيل هريك نظرات خود را مينويسم ، و سپس قرارداد و ضميمهء آن را ، فصل بفصل ، تحت مداقه در ميآورم . و ما توفيقى الا بالله بيانيهء رئيس الوزراء آخرين تصميم هيئت دولت در اينموقع ، كه ذات اقدس شهريارى ارواحنا فداه ، مصمم مسافرت باروپا مىباشد و مدت يكسال از تاريخ زمامدارى اينجانب ميگذرد ، البته هموطنان من مترصد هستند از اقداماتى كه در حل مشكلات داخلى و تسويهء مناسبات خارجى مملكت در مدت اين يكسال نموده‌ام ، بيشتر اطلاع حاصل نمايند . بنابراين لازم

--> ( 1 ) - هروقت روزنامه‌ها گرفتار سانسور ميشد آنها كه ميخواستند اعم از حق يا باطل چيزى را بمردم بفهمانند با صفحهء ژلاتينى مطالب منظور را چاپ و باز از ترس مأمورين نظميه شبها بدر خانه‌ها فرستاده و به اين وسيله مقصود خود را انجام ميكردند ، و چون شبها منتشر ميشد شبنامه موسومش كرده بودند . اتفاق مىافتاد كه اين اوراق براى مقاصد خصوصى يا تهمت و افترا به اشخاص هم به كار ميرفت و مورد سوء استفاده هم واقع ميگشت .